Wednesday, December 8, 2010

آره بارون میومد خوب یادمه

مثل آخرهای قصه که آدم میره به رویآ

اره بارون میومد خوب یادمه

زیره لب زمزمه کردم کی میتونه دل دیوونه رو از من بگیره

اونقدر باشه که من دلو دستش بدمو چیزی نپرسم

دیگه حرفی‌ نمونه بعد نگاهش

آره بارون میومد خوب یادمه

یه غروب بود، روی گونه‌هات دوتا قطره، که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات

دیگه فرقی‌ هم نداره کار از این حرفا گذاشتو، دیگه قلبم سر جاش نیست

آره بارون میومد خوب یادمه

خیلی سال پیش توی خوابم دیده بودم تو رو با گونهٔ خیست

اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات

آره بارون میومد خوب یادمه

آره بارون میومد خوب یادمه ...

No comments:

Post a Comment