Wednesday, December 8, 2010

آره بارون میومد خوب یادمه

مثل آخرهای قصه که آدم میره به رویآ

اره بارون میومد خوب یادمه

زیره لب زمزمه کردم کی میتونه دل دیوونه رو از من بگیره

اونقدر باشه که من دلو دستش بدمو چیزی نپرسم

دیگه حرفی‌ نمونه بعد نگاهش

آره بارون میومد خوب یادمه

یه غروب بود، روی گونه‌هات دوتا قطره، که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات

دیگه فرقی‌ هم نداره کار از این حرفا گذاشتو، دیگه قلبم سر جاش نیست

آره بارون میومد خوب یادمه

خیلی سال پیش توی خوابم دیده بودم تو رو با گونهٔ خیست

اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات

آره بارون میومد خوب یادمه

آره بارون میومد خوب یادمه ...

Wednesday, November 10, 2010

پتو رو طرف خود کشیدن

منگول به شنگول: میگم الان که تو فیلما میبینم کتب شلوار به تو خیلی میاد

شنگول: یه نوشابه طلبت

....بد از 2 دقیقه

شنگول: امروز رفتم دکتر خانومه گفته بهت اصلا نمیاد بیشتر از ۲۵ باشی‌، هر کار خوبی‌ که میکنی‌ ادامه بده چون داره عمل میکنه. خلاصه هیچکس باورش نمی‌شه چند سالمه.

منگول هر‌ هر‌ میخنده و شنگول ادامه میده: خدا ازشون نگذره اگه کمپلیمنت بیخودی میدن که آدم جلو سر و همسر آبروش بره.

منگول باز ریسه میره از خنده: میخواستی بگی‌ برا اینه که زن خوب دارم. لول

Thursday, November 4, 2010

oh oh

شنگول پشت چراغ قرمز: این احمقا همه دستشون تو ..نشونه تا بیان در بیارن که راه بیفتن دو ساعت طول میکشه اه اه

Wednesday, November 3, 2010

لوووول

شنگول زنگ زده میگه: خوشحالم که همسری مثل تو دارم. میگم مگه چه کار خوبی‌ کردم . میگه همین که آزاری نمیرسونی کافییه

Tuesday, November 2, 2010

موذ ماری

شنگول: حاله جان ههیلی حالم بده

منگول:هیچیت نیست از من بهتری

شنگول:ببین اگه اینو میگی‌ که بهم تلقین کنی‌ حالم خوب بشه که خیلی ممنون. ولی‌ اگه واقعا فک میکنی‌ که من انقد پستم که برا دو تا چای و یه سوپ خودمو به مریضی میزنم، وسیلتو جم کن برو، چون این شوهر برا تو شوهر نمیشه.

اخییییییی دلم سوختید خب...:(

Sunday, October 24, 2010

لالا

دیشب خواب دیدم با یه خرسه دوست بودم بعد رفتیم جنگل پلنگا حمله کردن من رفتم بالای درخت به اونم گفتم بره بالای یه درخت دیگه بعد اون نرفت موند پلنگرو داغون کرد، الهی قربونش برم جوجه خرسمو :( حالا یه پلنگه عمده بود بالا بد من هی‌ با کفش میزدم تو دهانش خلاصه نمیدونم چجوری سر در آوردم از خونمون که آلی‌ از این توالت‌ها داشت که از پأینش آب میزد خلاصه بساطی بود دیگه. خیلی مهمه این خواب یادم نره می‌خوام ببینم تعبیرش به جز پر خوری چی‌ میتونه باشه؟

XXX

شنگول: از صبح تو نختم

منگول ریسه میره از خنده لوووول

Monday, July 12, 2010

خواب

شنگول دیشب خواب دیده که یکی‌ چترش پیش ما بوده، بد هر روز روز صبح ما یادمون میرفته چترشو بببریم براش، بد اون هی‌ میپرسیده چترو نیوردین؟ خلاصه تو خوابش یه ۴۰-۵۰ دفعه هی‌ صبح میگفته به من که یادت نره ولی‌ هی‌ دیر میشده و یادمون میرفته. دفعه آخر دیگه بارون و رگبار مثل چی‌ میومده طرف هم خیسه خالی‌ باز تا مارو می‌بینه می‌پرسه که چتر منو نیوردین؟ شنگول هم خجالت زده به من میگه بریم براش چتر بگیریمو اینا که دیگه با صدای تلفن همکار من از خواب بیدار می‌شه. میگم آخه یارو فکر نکرده
که اگه چترو آورده بودیم که حداقل دستمون بود خودمون خیس نشیم، که هی‌ سوال می‌کرده؟
lol

Tuesday, March 23, 2010

Tuesday, February 9, 2010

ندید بدید

‌خیلی باحال بود ،Guns N Roses هفته پیش رفتیم کنسرت

یکی‌ از بهترینا، احمق دیر اومداونم روی صندلی‌ چرخ دار ما فکر کردیم طوری شده بد پاشد مثل کش از جاش در رفت شروع کرد دویدن :)) دی جی اشبا هم خیلی باحال بود من الان بیشتر گروهشونو دوست دارم تا قبلا.
پریشب هم رفتیم ابی و کامران و هومن، اونم خیل باحال بود، فقط یه خانومه هی‌ وا میساد نیمرخ دماغش کشته بود مارو، شنگول میگفت شیطونه میگه برم عکس نیمرخشو بهش نشون بدم که مثل موش بشینه سر جاش :))

هر وقت میرم کنسرت ایرانی‌ بعدش افسرده میشم، تو کنسرت همینجوری نصفشو گریه می‌کردم یواشکی، آخه جای همه خیلی‌ خالی‌ بود. توف تو کون این مملکت.