آره بارون میومد خوب یادمه
مثل آخرهای قصه که آدم میره به رویآ
اره بارون میومد خوب یادمه
زیره لب زمزمه کردم کی میتونه دل دیوونه رو از من بگیره
اونقدر باشه که من دلو دستش بدمو چیزی نپرسم
دیگه حرفی نمونه بعد نگاهش
آره بارون میومد خوب یادمه
یه غروب بود، روی گونههات دوتا قطره، که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات
دیگه فرقی هم نداره کار از این حرفا گذاشتو، دیگه قلبم سر جاش نیست
آره بارون میومد خوب یادمه
خیلی سال پیش توی خوابم دیده بودم تو رو با گونهٔ خیست
اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه ...
مثل آخرهای قصه که آدم میره به رویآ
اره بارون میومد خوب یادمه
زیره لب زمزمه کردم کی میتونه دل دیوونه رو از من بگیره
اونقدر باشه که من دلو دستش بدمو چیزی نپرسم
دیگه حرفی نمونه بعد نگاهش
آره بارون میومد خوب یادمه
یه غروب بود، روی گونههات دوتا قطره، که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات
دیگه فرقی هم نداره کار از این حرفا گذاشتو، دیگه قلبم سر جاش نیست
آره بارون میومد خوب یادمه
خیلی سال پیش توی خوابم دیده بودم تو رو با گونهٔ خیست
اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه ...