Wednesday, November 10, 2010

پتو رو طرف خود کشیدن

منگول به شنگول: میگم الان که تو فیلما میبینم کتب شلوار به تو خیلی میاد

شنگول: یه نوشابه طلبت

....بد از 2 دقیقه

شنگول: امروز رفتم دکتر خانومه گفته بهت اصلا نمیاد بیشتر از ۲۵ باشی‌، هر کار خوبی‌ که میکنی‌ ادامه بده چون داره عمل میکنه. خلاصه هیچکس باورش نمی‌شه چند سالمه.

منگول هر‌ هر‌ میخنده و شنگول ادامه میده: خدا ازشون نگذره اگه کمپلیمنت بیخودی میدن که آدم جلو سر و همسر آبروش بره.

منگول باز ریسه میره از خنده: میخواستی بگی‌ برا اینه که زن خوب دارم. لول

Thursday, November 4, 2010

oh oh

شنگول پشت چراغ قرمز: این احمقا همه دستشون تو ..نشونه تا بیان در بیارن که راه بیفتن دو ساعت طول میکشه اه اه

Wednesday, November 3, 2010

لوووول

شنگول زنگ زده میگه: خوشحالم که همسری مثل تو دارم. میگم مگه چه کار خوبی‌ کردم . میگه همین که آزاری نمیرسونی کافییه

Tuesday, November 2, 2010

موذ ماری

شنگول: حاله جان ههیلی حالم بده

منگول:هیچیت نیست از من بهتری

شنگول:ببین اگه اینو میگی‌ که بهم تلقین کنی‌ حالم خوب بشه که خیلی ممنون. ولی‌ اگه واقعا فک میکنی‌ که من انقد پستم که برا دو تا چای و یه سوپ خودمو به مریضی میزنم، وسیلتو جم کن برو، چون این شوهر برا تو شوهر نمیشه.

اخییییییی دلم سوختید خب...:(